از سوی دیگر، رفتار متناقض و غیرقابل اعتماد واشنگتن در مذاکرات هستهای، گواهی روشن بر بیثباتی در تصمیمگیری و فقدان اراده واقعی برای توافق است. تمدید مکرر وضعیت اضطراری علیه ایران، که ریشه در دههها پیش دارد، نشان میدهد که سیاست فشار و تحریم، نه یک تاکتیک موقت، بلکه بخشی از ساختار دائمی سیاست خارجی آمریکاست. چگونه میتوان به کشوری اعتماد کرد که حتی پس از امضای توافق، بهراحتی از آن خارج میشود و تحریمها را تشدید میکند؟ در این میان، رژیم صهیونیستی نیز با سابقهای مملو از اشغال، کشتار و توسعهطلبی، همواره منبع بیثباتی در منطقه بوده است. این رژیم، با حمایت بیقید و شرط آمریکا، به خود اجازه داده است تا هرگونه مخالفتی را با خشونت پاسخ دهد. ادعای بیطرفی آمریکا در تجاوزهای نظامی این رژیم علیه ایران، با اعتراف صریح به نقشآفرینی مستقیم، بهکلی فرو ریخت. این اعتراف، سندی غیرقابل انکار از همدستی در جنایت و نقض آشکار حقوق بینالملل است. پاسخ قاطع ایران به این تجاوز، نهتنها معادلات نظامی را تغییر داد، بلکه نشان داد که دوران بزندررو به پایان رسیده است. این پاسخ، از سر دفاع مشروع و بازدارندگی بود؛ دفاعی که نهتنها از مرزهای ملی، بلکه از کرامت و استقلال یک ملت در برابر سلطهطلبی محافظت کرد. تاریخ روابط با آمریکا و رژیم صهیونیستی، سرشار از بدعهدی، فریب، تحریم، ترور و تجاوز است. این تجربه تلخ، امروز به یک اصل راهبردی تبدیل شده است: اعتماد به دشمنی که بارها خنجر از پشت زده، سادهلوحی است. تنها با اتکا به توان داخلی، وحدت امت اسلامی، و ایستادگی در برابر زورگویان میتوان از عزت، استقلال و امنیت ملی پاسداری کرد.
برچسبها: سجادحویزاویان, تحریم, ایران, مذاکره
پژواک عدالت...
ما را در سایت پژواک عدالت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: دوشنبه 24 آذر 1404 ساعت: 12:16